توهم


هرچه داده قضا به ما درد است


درد دارم، دوا نمی خواهم


وعده ی دوزخم بده زیرا


من بهشت ترا نمیخواهم


********


آسمان هم دگر برای چو من


داستانیست مثل بودن من


بخدا خسته ام ازین بودن


همه هستند بهر سودن من


********


پر بود این جهان رنگارنگ


من متاع اجل خریدارم


در جهانم بودنم چو تکراریست


از شب و روز و صبح بیزارم


********


می زیم در کمال بی عاری


آمدن هست و بود احباری


این عدالت نبود اندر دهر


اختیار تو باشد اجباری


********


گفت یاری به مهر در گوشم


تو مگر درد ِ بیش و کم داری؟


بار دیگر "رسا" توهم زد


با قضا و قدر چه کار داری؟


#گیتی_رسائی


منبع این نوشته : منبع
********

به نام خدا


به نام خدا

شروع داستان "صبوران تنگ دل"

ضمنا دوستان عزیزم شما میتوانید

 داستانهای" فراز و نشیبی عاشقانه" ، "چوب خدا صدا نداره" و   "صبوران تنگ دل " را  در

وبلاگ giti.mihanblog.com (داستانهای من) مطالعه بفرمائید

صبوران تنگ دل درهمین وبلاگ هم قابل پیگیریست

       با سپاس فراوان: گیتی رسائی 


منبع این نوشته : منبع

توهم


هرچه داده قضا به ما درد است


درد دارم، دوا نمی خواهم


وعده ی دوزخم بده زیرا


من بهشت ترا نمیخواهم


********


آسمان هم دگر برای چو من


داستانیست مثل بودن من


بخدا خسته ام ازین بودن


همه هستند بهر سودن من


********


پر بود این جهان رنگارنگ


من متاع اجل خریدارم


در جهان بودنم چو تکراریست


از شب و روز و صبح بیزارم


********


می زیم در کمال بی عاری


آمدن هست و بود اجباری


این عدالت نبود اندر دهر


اختیار تو باشد اجباری


********


گفت یاری به مهر در گوشم


تو مگر درد ِ بیش و کم داری؟


بار دیگر "رسا" توهم زد


با قضا و قدر چه کار داری؟


#گیتی_رسائی


منبع این نوشته : منبع
********